سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

87

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

صورت كاروان با مشكلات زيادى به بصره فرستاد و در ماه ربيع الثانى 1334 ه ق به هندوستان مراجعت داد . در سال 1335 ه ق انجمن دار التبليغ را تأسيس كرد . از ميان علماى عراق آية اللّه ميرزا فتح اللّه شيرازى مشهور به شيخ الشريعة ، آية اللّه سيد محمّد كاظم طباطبايى ، آقاى محمد باقر طباطبايى ، آقاى حاج شيخ حسين مازندرانى براى مولانا سيد احمد اجازه‌هاى اجتهاد نوشتند كه از ميان آنان ملا محمد كاظم خراسانى نجفى در اجازه‌نامهء خود چنين نوشته بود : « در حقيقت علم ايشان در صفحات كتاب مىدرخشد ، پس امر ايشان امر من و طاعت ايشان طاعت من و فعل من است » . مولانا سيد احمد عالمى با عمل ، مدبّر و متفكر بود . در آن زمان نهضت سيد جمال الدّين اسدآبادى به اوج خود رسيده بود . نفرت از انگليسيها بين مردم زياد شده بود . مولانا سيد احمد براى حفظ حقوق ملى در عراق با كنسولگرى بريتانيا به مخالفت پرداخت و مبالغ هنگفتى كه از لكنهو به نجف و كربلا و غيره فرستاده مىشد ، محاسبه مىكرد و به مستحقان واقعى مىرساند و در عراق از زايرين به حفاظت مىپرداخت . مولانا وقتى به وطن خود برگشت به نام علامه هندى شهرت پيدا كرد . وى شهر به شهر ، روستا به روستا سفر كرد و برنامه‌هاى دينى ، علمى و سياسى را پياده كرد . وى با پيروان مذاهب آريا ، هندو و ملل مختلف ديگر مباحثه كرد و در تمام كشور به تبليغ اسلام پرداخت و مراكز متعدد در شهرهاى مختلف براى روشن ساختن افكار عموم بر پا كرد . وى مدتى زياد در كلكته زندگى كرد و جزوه‌هاى تبليغى را به چاپ رسانيد . علامه هندى تمام زندگى خود را در راه بيدارى مردم و روشن ساختن علوم دين و سياست و اصلاح اجتماعى مردم صرف كرد و سرانجام در روز پنجشنبه 10 ژوئيه 1947 م مطابق 20 شعبان 1366 ه ق در لكنهو دار فانى را وداع گفت و در حسينيهء غفران مآب به خاك سپرده شد . فرزندان او عبارتند از : 1 - مولانا سيد محمّد ابراهيم عرف سيد محمد ، در مولتان وفات يافت . وى به سيد ذو الفقار مشهور بود . 2 - سيد محمد يوسف ، كه به نام سيد خورشيد حسن معروف بود . 3 - آقا حسين 4 - سيد محمّد مصطفى . علامه هندى از همان ابتداى جوانى اهل سخنرانى و قلم بود . صدها مقاله و رساله نوشت و به چاپ رسانيد كه از آن جمله مىتوان به آثار زير اشاره كرد :